



مـادر ما ، مـادر تمــوم عالـمه
فاطمیه ، خدا هم غرق ماتمه

یک نفر بر گِرد مولا با سپر چرخیده بود
بهتر است این که بگویم با پسر چرخیده بود
سرنوشت شیعه را جور دگر می زد رقم
در به سمت داخل کوچه اگر چرخیده بود
آمده مولا به پای خویش بیعت کرده است
در تمام شهر این گونه خبر چرخیده بود
تا همین اندازه می گویم که از بس ضرب داشت
یک نفر سیلی زد اما پنج سر چرخیده بود
می شد از طرز قدم هایش بفهمی با شتاب
دور خود در عرض کوچه یک نفر چرخیده بود
آن که مصداق شریف جمله ی "لولاک..." بود
سمت پهلویش چرا لولای در چرخیده بود؟
(مهدی رحیمی)

هنوز در پی نام تو در به در آتش...
چه داغ شعله وری در گرفت در آتش...
تویی که سورۀ کوثر که بانوی آبی
نمی شناسد ای دریا تو را مگر آتش؟
تویی که حضرت زهرا، تو که... نمی دانم
چگونه از تو چنین می کند گذر آتش...
هنوز تازه شروع تو بود اگر این در...
هنوز تازه شروع تو بود اگر آتش...
شده است هر کلمه روضه ای برای خودش
مدینه، فاطمه، دیوار، خانه، در، آتش...
...
گذشت... با نگرانی رقیه می پرسد:
که باز عمه چرا زل زده است بر آتش...
(سید محمد رضا شرافت)

دلم گرفته از این جمعه های تكراری
دلم گرفته از این انتظار اجباری
چه قدر ندبه بخوانم! چرا نمی آیی؟
چه دیده ایی كه از این دل شكسته بیزاری!؟
نیا! به درد خودم گریه می كنم، باشد
شما كه از بدی حال من خبر داری
«صلاح مملكت خویش خسروان دانند»
از این به بعد غزل، من ندارم اصراری
نیا! كه وُسع خرید كلافِ نخ هم نیست
شما كه با خبر از نرخ هایِ بازاری
امان نمی دهدم گریه، درد و دل دارم
به سینه مانده چه ناگفته هایِ بسیاری
به جان مادرت آقا به كار می آیم
مرا اگر تو در این روضه ها نگه داری
به درد می خورم آقا، مرا تحمل كن
به جای «شیعه» بخوانم «غلام درباری»
تو شاهدی! جگرم خرجِ روضه هاتان شد
گمان كنم كه به من اندكی بدهكاری
ببخش، حرف زیادی زدم، غلط كردم
شما امامی و من هم غلام، مختاری
مرا فراق و غمت می كشد، تو خواهی دید
كه خورده برگۀ ترحیم من به دیواری
(وحید قاسمی)

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
برخيز، که فجر انقلاب است امروز
بيگانه صفت، خانه خراب است امروز
هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد
از لطف خدا، نقش بر آب است امروز
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فجر است و سپیده حلقه بر در زده است
روز آمده. تاج لاله بر سر زده است
با آمدن امام در کشور ما
خورشید حقیقت از افق سر زده است
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
«والفجر» که سوگند خداي ازلي است
روشنگر حقی ست که با «آلعلی» است
اين سوره به گفته امام صادق
مشهور به سوره «حسين بن علی» است
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شب رفت و سرود فجر آهنگین است
از خون شهید فجر ما رنگین است
این ملت قهرمان و آگاه و رشید
ثابت قدم است و قاطع و سنگین است![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شب طی شد و روز روشن از راه رسيد
خورشيد اميد شرق، از غرب دميد
عيسای زمان، راز زمين، «روح خدا»
در کالبد مرده، دمی تازه دميد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اين نهضت حق، که خلق ما برپا کرد
نه شرقی و غربی است، نه سرخ است و نه زرد
در وسعت و عمق و شور و يکپارچگی
زيباتر از اين نمی توان پيدا کرد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
جانهاي جهانيان به لب آمده است
جان در پی حق، داوطلب آمده است
جمهوري اسلامی ما در اين قرن
فجری است که در ظلمت شب آمده است
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بر ملت تازه رَسته از دام و کمند
آن بردگی گذشته، يا رب مپسند
اين در که به روی ما گشودي از مهر
بار دگر از قهر، خدايا تو مبند
(جواد محدثی)

این انقلاب از برکت پیر خمین است
در امتداد نهضت پاک حسین است
شرط حیات طیبه حب ولی ست
مولای ما خورشیدی از نسل علی ست
روشن شده چشمان ما از نور ایمان
با لطف حق با جانفشانی شهیدان
****
بال عروج ماست اخلاص و بصیرت
در امتداد لحظه سرخ شهادت
شور شهادت تا همیشه در سر ماست
این جان ناقابل فدای رهبر ماست
اینجا دیار شیر مردانی غیور است
در سرزمین ما دو چشم فتنه کور است
****
این روزها حال و هوایش جمکرانی است
دلهای عاشورائیان صاحب زمانی است
ما وارثان نهضت کرب و بلائیم
چشم انتظار رجعت خون خدائیم
می آید از سمت سپیده آفتابی
با ذوالفقار حیدری اش بوترابی
(یوسف رحیمی)